پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
318
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
سپس هديههايى از او پذيرفته و هديههاى بهترى به او داد . نيز پولهاى زرينى كه تازه سكه زده شده بود يك هزار تالنت به او پرداخت . پيرمردان از پيرامونيان الكساندر از اين كار ناخشنود بودند ، ولى الكساندر با آن پول دلهاى بسيارى از هنديان را به دست آورد . گروهى از دلاوران هندى در شهرها گرد آمده به نگهدارى آنها برخاسته بودند و چندان دلاورى از خود نمودند كه الكساندر را بيم برداشت تا سرانجام به آنان زينهار داده همه را از شمشير گذراند . اين زينهار خوارى يك لكهاى بر روى كارهاى جنگى اوست كه اگر آن نبود بدانسان كه در آغاز پادشاهيش بود تا انجام پاك و بىلكه مىماند . فيلسوفان هند كه بر دشمنى او برخاسته و بزرگانى را كه به او پيوسته بودند نكوهش مىنمودند و مردم را به نگهدارى آزادى خود برمىانگيختند چند كس از آن فيلسوفان را گرفته از گلو بياويخت . الكساندر در نامههاى خود تفصيل جنگ با پوروس « 1 » را شرح داده چنين مىگويد . ميان دو سپاه رود هوداسپس « 2 » نهاده بود . در آن سوى رود پوروس فيلهاى خود را به صف نهاده پاسبانى گذرگاه آب را مىكرد و از لشكرگاه او هميشه هياهو و غوغا بلند بود و اين را براى آن مىكردند كه هنديان را براى جنگ بشورانند . مىنويسد : ما در يك شب تاريك و پر طوفانى از گذرگاه ديگرى رود را گذشته به جزيره كوچكى درآمديم پيادگان و دستهاى از سوارگان توانستند از آب بگذرند . در اين هنگام ناگهان باران بسيار تندى درگرفته رعد غريدن و برق زدن گرفت و ما با آنكه كسانى از سپاهيان خود را ديديم كه با برق سوخته و مردند جزيره را از دست نداده به آن سوى رود روانه شديم و باز مىگويد : پس از اين طوفان ناگهان آب رود بسيار انبوه و سخت تند گرديده و در كنار خود گودالى پديد آورده ، ما از آب بيرون آمديم اما جايى را براى پاگزاردن پيدا نمىكرديم و همه جا لغزشگاه و باتلاق بود . در اين هنگام بود كه الكساندر اين عبارت را گفت : اى آتنيان ! من براى آنكه شايسته ستايش شما باشم با چه گزندهايى روبهرو مىشوم . اين سخنى است كه اونيسكريتوس نگاشته است . باز الكساندر مىگويد : سپاهيان چون به گودال رسيدند ، قايقها را رها كرده با زره و ابزارهاى جنگى خود به آب زدند و آب تا سينههاى آنان بالا مىآمد . خود من با سواره دو ميل و نيم جلوتر از پياده
--> ( 1 ) . Porus ( 2 ) . Hydaspes